رونق گرفتن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
رونق گرفتن . [ رَ ن َ گ ِ رِ ت َ ] (مص مرکب ) رواج یافتن . رونق یافتن . رواج پیدا کردن : سنه ٔ ٤٤٩ در پیچیدندش تا اشراف اوقاف غزنین بستاند و از آن خواستند تا رونقی تمام گیرد. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ٢٥٥). ◄ صفا و جلا و گرمی گرفتن : گرفت حسن تو رونق ز آه سرکش ما کشیده سرمه به چشم تو دودآتش ما. ملامفید بلخی (از آنندراج ).