رونق
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
رونق . [ رَ ن َ ] (اِخ ) اسم چند تن از گویندگان زبان پارسی است . رجوع به فرهنگ سخنوران و قاموس الاعلام ترکی شود.
رونق . [ رَ ن َ ] (اِخ ) دهی از دهستان بالا شهرستان اردستان . سکنه ٔ آن ١٨٨ تن . آب آن از قنات . محصول عمده ٔ آنجا غلات و پنبه . راه آن فرعی . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ١٠).
رونق . [ رَ ن َ ] (اِخ ) میرزاعبداﷲ رونق کردستانی یا سنندجی شاعر، اصلش از همدان و نیاکانش به سنندج آمده و در آنجا مسکن گزیده اند. وی صاحب تذکره ٔ«حدیقة الشعراء» است . (از مجمع الفصحاء ج ٢ ص ١٥٠). ورجوع به ماده ٔ رونق سنندجی در فرهنگ سخنوران شود.