روی دست
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
روی دست . [ دَ ] (اِ مرکب ) مقابل پشت دست . بردست . ♦ متاع روی دست ؛ متاع حقیر و خواری که در مکانی بیرون از دکان می گذارند و متاعی که در کف دست نهاده در کوچه و بازار می فروشند. (ناظم الاطباء). ◄ مکر در کشتی گیری . (ناظم الاطباء). رودست . ◄ مکر و فریب . نیرنگ . (ناظم اطباء). ♦ روی دست خوردن ؛ فریب حریف و مدعی را خوردن . (ناظم الاطباء). ♦ روی دست زدن ؛ حریف و مدعی را گول زدن . (ناظم الاطباء). ◄ طپانچه . (ناظم الاطباء).