روی دیدن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(دَ) (مص ل.) روا داشتن، صواب دانستن.واژه قبلی: روی داشتنواژه بعدی: روی نمودن