روی شناس
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
روی شناس . [ ش ِ ] (ن مف مرکب ) مشهور و معروف و محترم . (ناظم الاطباء). روشناس . معروف و مشهور. (شرفنامه ٔ منیری ). رجوع به روشناس شود. ◄ آشنا. (ناظم الاطباء) (از شرفنامه ٔ منیری ).
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی