روی هم
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
روی هم . [ ی ِ هََ ] (ق مرکب ) جمعاً. مجموعاً. (فرهنگ فارسی معین ). مجموع . (یادداشت مؤلف ) (لغات فرهنگستان ). ◄ چیزی بالای چیز دیگری . (فرهنگ فارسی معین ). ♦ روی هم رفتن ؛ متراکم شدن . (یادداشت مؤلف ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
روی هم . [ ی ِ هََ ] (ق مرکب ) جمعاً. مجموعاً. (فرهنگ فارسی معین ). مجموع . (یادداشت مؤلف ) (لغات فرهنگستان ). ◄ چیزی بالای چیز دیگری . (فرهنگ فارسی معین ). ♦ روی هم رفتن ؛ متراکم شدن . (یادداشت مؤلف ).