روی گشاده
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
روی گشاده . [ گ ُ دَ / دِ ] (ن مف مرکب ) آنکه چهره اش بی حجاب باشد. (فرهنگ فارسی معین ). طلق الوجه . برهنه روی . (یادداشت مؤلف ) : روی گشاده ای صنم طاقت خلق می بری چون پس پرده می روی پرده ٔ صبر می دری . سعدی . ◄ خندان . بشاش . (فرهنگ فارسی معین ). گشاده روی .