رویاروی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
رویاروی . (ق مرکب ) مواجه و روبروی و مقابل . (ناظم الاطباء) (از یادداشت مؤلف ) : یا بزرگی و عز و نعمت و جاه یا چو مردانت مرگ رویاروی . حنظله ٔ بادغیسی . خوبیش از بهار زیباروی خانه و باغ برده رویاروی . نظامی .