رویانیدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(دَ) (مص م.) رشد دادن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(دَ) (مص م.) رشد دادن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
رویانیدن . [ دَ ] (مص ) روییدن کنانیدن . سبب روییدن شدن .(ناظم الاطباء). نمو دادن تخم یا دانه ٔ کاشته شده و مانند آن . رشد دادن . (فرهنگ فارسی معین ) : کشت امید چون نرویاند گریه کو فتح باب هر ظفر است . خاقانی . ◄ پیدا نمودن . ◄ برانگیختن و تحریک نمودن . (ناظم الاطباء).