رویین خم
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
رویین خم . [ خ ُ ] (اِ مرکب ) رویینه خم . کوس و دمامه و نقاره ٔ بزرگ . (ناظم الاطباء) (برهان ). کوس . (از انجمن آرا) (آنندراج ). دمامه . کوس . (شرفنامه ٔ منیری ) : ناله ٔ کرنای و رویین خم در جگر کرده زهره ها را گم . نظامی . ز فریاد رویین خم از پشت پیل نفیر نهنگان برآمد ز نیل . نظامی .