واژه جو

رکاب افشاندن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

رکاب افشاندن . [ رِ اَ دَ ] (مص مرکب ) تهیه ٔ سواری کردن . (آنندراج ). عزیمت کردن : پس از سالی رکاب افشاند بر راه سوی ملک سپاهان راند بنگاه بدانجا همچنان بر دست زرین رکاب افشاند سوی قصر شیرین . نظامی (از آنندراج ).

معنی رکاب افشاندن | واژه جو