رکح
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
رکح . [ رَ ] (ع مص ) اعتماد نمودن و تکیه کردن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء).
رکح . [ رُ ] (ع اِ) بینی کوه . ج، رُکوح و اَرکاح . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). رکن کوه . (از اقرب الموارد). ◄ ناحیه ٔ کوه . (از اقرب الموارد). کرانه و ناحیه ٔ کوه . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). ◄ بنیاد. ج، اَرکاح . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). اساس . ج، ارکاح . (اقرب الموارد). ◄ ساحت خانه و میان سرای . (منتهی الارب ) (آنندراج )(ناظم الاطباء). ساحت خانه . (از اقرب الموارد). ◄ ناحیه ٔ پس سرای . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). ابوعبیده گفته است : ناحیه ٔ خانه از پشت آن گوییا آن فضای بدون بناست . (از اقرب الموارد).