رکیدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
رکیدن . [ رَ دَ ] (مص ) خود بخود سخن گفتن از روی قهر و غضب . (برهان ) (از شرفنامه ٔ منیری ) (از آنندراج ) (از غیاث اللغات ). رکیدن که سروری به معنی زکیدن آورده تصحیف است از زکیدن چه امروز هم زک و زار معمول است چون لغتی اتباعی، سروری در رکید می آورد و از شاهنامه نیز شاهد می آورد به غلط. ژکیدن . (یادداشت مؤلف ) : بگفت این و تیغ از میان برکشید ز خون سیاوش فراوان رکید. فردوسی (از شرفنامه ٔ منیری ). رجوع به زکیدن و ژکیدن شود.