رکین
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
رکین . [ رَ ] (ع ص ) کوه بلنداطراف بزرگ جوانب . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). ◄ مرد استواررای و آهسته و آرمیده . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). مرد آهسته و آرمیده . (آنندراج ) (غیاث اللغات ). خردمند. (مهذب الاسماء). مرد آهسته . (دهار). موقر. باوقار. (فرهنگ فارسی معین ). مرد استوار همانند کوه . (از اقرب الموارد). مجازاً رزین . ساکن . وقور. (یادداشت مؤلف ). ◄ عالی الارکان . شدیدالارکان . استوار: رکن رکین . (یادداشت مؤلف ).محکم و استوار. (آنندراج ) (غیاث اللغات ). رکن رکین ؛ستون استوار و محکم و ثابت و برقرار. (ناظم الاطباء). ◄ ثابت . برقرار. (فرهنگ فارسی معین ).
رکین . [ رُ ک َ ] (ع اِ) کلاکموش . (آنندراج ) (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). ◄ موش . (آنندراج ) (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء).
رکین . [ رُ ] (اِخ ) دهی از دهستان درجزین بخش رزن شهرستان همدان . سکنه ٔ آن ٣٤٣ تن است . آب آن از قنات . محصول عمده ٔ آنجا غلات و حبوب وانگور و صیفی . صنایع دستی زنان آنجا قالیبافی . راه آن اتومبیلرو است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٥).