رگ خفتن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(رَ. خُ تَ)(مص ل.) غیرتی نشدن، رگ غیرت به جوش نیامدن.واژه قبلی: رگواژه بعدی: رگ زدن