رگوب
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
رگوب .[ رُ ] (اِ) کرباس و لته ٔ کهنه . رگو : این حصار را نتوانی گشادن تا رگوب حیض زنان خون آلود بر دیوار این حصار برفکنی . (بلعمی ). رجوع به رگو شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
رگوب .[ رُ ] (اِ) کرباس و لته ٔ کهنه . رگو : این حصار را نتوانی گشادن تا رگوب حیض زنان خون آلود بر دیوار این حصار برفکنی . (بلعمی ). رجوع به رگو شود.