ری شهر
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ری شهر. [ رَ ش َ ] (اِخ ) دهی از بخش مرکزی شهرستان بوشهر، دارای ٢٠٠ تن سکنه . آب آن از چاه و محصول عمده ٔ آنجا غلات و سبزی و خرما و راه آن فرعی است . به قول معروف، محل اولیه ٔ بندر بوشهر ری شهر بوده است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٧).
ری شهر. [ رَ ش َ ] (اِخ ) نام ویرانه ٔ شهری است که در استان فارس ایران و درهشت هزارگزی بندر بوشهر قرار دارد. (از قاموس الاعلام ترکی ج ٣). نام شهری به خوزستان . (فیروزآبادی ) (منتهی الارب ). ریواردشیر. ناحیه ٔ کوچکی از ولایت ارجان خوزستان . (یادداشت مؤلف ). خرابه ٔ ری شهر در نه هزارگزی بندر بوشهر کنونی قرار گرفته و بوشهر، ری شهر و چند قریه ٔ دیگر در شبه جزیره ای واقع شده که از سمت شمال محدود است به خور سلطانی، از مغرب به دریا، از جنوب به خلیج کوچک هلیله . نوشته اند که در زمان نادرشاه (١١٥٠هَ .ق .) جمعیت ری شهر به بوشهر انتقال یافت و در نتیجه ری شهر متروک ماند و خراب گردید. (فرهنگ فارسی معین ). رجوع به انجمن آرا و آنندراج و قاموس الاعلام ترکی ومجمل التواریخ و القصص ص ٦٣ و فارسنامه ٔ ابن بلخی ص ١١٤ و ١٤٩ و ١٥٠ و نزهةالقلوب چ لسترنج ج ٣ ص ١٣٠ شود.