واژه جو

ریخته پا

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

ریخته پا. [ ت َ / ت ِ ] (ص مرکب ) اسبی که تناسب اعضاء و مفاصلش بغایت خوب باشد گویا به قالب ریخته اند. (آنندراج ) (از غیاث اللغات ) : سخت سم نرم دم آگنده سرین پهن کفل چرب مو خشک پی افروخته سر ریخته پا. سنجر کاشی (از آنندراج ).

معنی ریخته پا | واژه جو