واژه جو

رید

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

رید. [ رَ ] (ع اِ) کرانه ٔ بلند و بیرون جسته از کوه . ج، رُیود. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از ناظم الاطباء). تندی که از کوه بیرون خاسته بود. ج، اَریاد، ریود. (مهذب الاسماء).

رید. (ع مص ) خواستن چیزی را. (از منتهی الارب ) (ناظم الاطباء).

معنی رید | واژه جو