واژه جو

ریدمون

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

ریدمون . (اِمص ) ریدمان . کار بد. کاری که کارگر ناشی از روی ناشیگری و بی مهارتی آن را خراب کند. (فرهنگ لغات عامیانه ). رجوع به ریدمان شود.

معنی ریدمون | واژه جو