واژه جو

ریدیدن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

ریدیدن . [ دی دَ ] (مص ) پراکنده شدن . ◄ ناپدید گشتن و نابود شدن . (از ناظم الاطباء). ◄ پوسیده شدن و ریختن و بیشتر در شکوفه و گل بکار رود. (از شعوری ج ٢ ص ١٦).

معنی ریدیدن | واژه جو