ریشلیو
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ریشلیو. [ ش ِ ی ُ ] (اِخ ) آرمان دلاپرت (١٦٩٦ - ١٧٨٨ م .). مارشال فرانسه . نوه ٔ برادر کاردینال ریشلیو. وی مردی حاضرجواب و بذله گو ولی مرموز بود. او در دوره ٔ نیابت سلطنت و عهد لویی پانزدهم دخالت مؤثر در امور داشت و پرت ماهون را تسخیر کرد. (فرهنگ فارسی معین ).
ریشلیو. [ ش ِ ی ُ ](اِخ ) کاردینال آرمان ژان دوپلسیس . وزیر لویی سیزدهم، یکی از بزرگترین سیاستمداران فرانسه (١٥٨٥ - ١٦٤٢ م .). وی کشیش لوسون و خطیب دینی (١٦١٤ م .) و کاردینال (١٦٢٢ م .) و نخست وزیر (١٦٢٤ م .) بود. ریشلیو با وجود مخالفت نجبا سه امررا وجهه ٔ همت خود قرار داد و در اجرای آنها موفق گشت : ١- مغلوب کردن پرتستانها که بمنزله ٔ حزب سیاسی بودند. ٢- پست کردن بزرگان . ٣- تنزیل خاندان اتریش . درسال ١٦٣١ م . هدف توطئه قرار گرفت ولی خردمندی شاه او را نجات داد و ملکه و ملکه ٔ مادر مجبور شدند که ازدربار دور گردند. وی موجد حکومت مطلقه ٔ سلطنتی است و امتیازات اشراف را در ایالات بوسیله ٔ تمرکز اداری وتفتیش از بین برد. ریشلیو حامی ادبیات بود و آکادمی فرانسه را او تأسیس کرد. (از فرهنگ فارسی معین ).