ریشور
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ریشور. (ص مرکب ) ریشوَر. ریشو. مقابل کوسه . (ناظم الاطباء). رجوع به ریشو شود.
ریشور. [ریش ْ وَ ] (ص مرکب ) صاحب ریش . (یادداشت مؤلف ). ریشو. مقابل کوسه . (ناظم الاطباء) (آنندراج ) : مانا که خلد پرده ز رخسار برگرفت یا ساده گشت ریشور دهر را عذار. اثیرالدین اخسیکتی . رجوع به ریشو شود.