ریغال
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ریغال . (اِ) قدح . (ناظم الاطباء) (از انجمن آرا) (برهان ) (آنندراج ) : شکفته لاله تو ریغال بشکفان که همی به دور لاله به کف برنهاده به ریغال . رودکی . رجوع به زیغال شود. ◄ کشکول . (ناظم الاطباء) (آنندراج ) (برهان ).