ز دست برگرفتن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ز دست برگرفتن . [ زِ دَ ب َ گ ِ رِ ت َ ] (مص مرکب ) کشتن . از دست دادن . در شرفنامه آمده : ز دست بر گیرم، یعنی بکشم : بخشم گفتی زودت ز دست برگیرم چه گویمت که بدستت در است و بتوانی . ظهیر فاریابی . از دست برگرفتن . نیست و نابود کردن . (فرهنگ فارسی معین ). رجوع به از دست برگرفتن شود.