زابل شه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
زابل شه . [ ب ُ ش َه ْ ] (اِخ ) مخفف زابل شاه : چوبشنید زابل شه این گفتگوی به جم گفت هان چاره ٔ خویش جوی . (گرشاسب نامه ص ٣٢).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
زابل شه . [ ب ُ ش َه ْ ] (اِخ ) مخفف زابل شاه : چوبشنید زابل شه این گفتگوی به جم گفت هان چاره ٔ خویش جوی . (گرشاسب نامه ص ٣٢).