زادخور
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
زادخور. [ خُوَرْ / خُرْ ] (ص مرکب ) بمنی زادخوست که پیر سالخورده و فرتوت باشد. (برهان قاطع) (آنندراج ). ◄ پیر سال خورد. (جهانگیری ). و رجوع به زادخورد و زادخوست شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
زادخور. [ خُوَرْ / خُرْ ] (ص مرکب ) بمنی زادخوست که پیر سالخورده و فرتوت باشد. (برهان قاطع) (آنندراج ). ◄ پیر سال خورد. (جهانگیری ). و رجوع به زادخورد و زادخوست شود.