زارکش کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
زارکش کردن . [ ک ُ ک َ دَ ] (مص مرکب ) شکنجه دادن کسی را تا بدان کشته شود. بزجر و سختی کشتن .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
زارکش کردن . [ ک ُ ک َ دَ ] (مص مرکب ) شکنجه دادن کسی را تا بدان کشته شود. بزجر و سختی کشتن .