زاز
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
زاز. (ع اِ) دزی در ذیل زاز، بالزاز را بمعنی با فشار و قوت آورده است : فصّص بالزاز؛ مینا کرد چیزی را. بفشار نگین گذاری کردن . رجوع به دزی ج ١ ص ٥٧٧ شود.
زاز. (اِخ ) زار است که قریه ای است در اشتیخن و سمعانی آن را با دو «ز» ضبط کرده است . رجوع به تاج العروس، زور و معجم البلدان و رجوع به زار در لغت نامه شود.