واژه جو

زازال

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

زازال . (اِ) مرغی باشد پاچه کوتاه وپرستوک مانند، چون بر زمین نشیند، نتواند برخاست . (برهان قاطع) (آنندراج ). و رجوع به فرهنگ شعوری شود.

معنی زازال | واژه جو