زازل
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
زازل . [ زَ ] (اِ) زازال است، رجوع به زازال و ناظم الاطباء شود.
زازل . [ زِ ] (اِ) ترشی پالا باشد و آن ظرفی است که مانند کفگیر سوراخها دارد وطباخان و حلوائیان بدان برنج و شیره و امثال آن صاف کنند. (برهان قاطع). مطلق آلت پالادن و صاف کردن هر چیزی . (آنندراج ). و آن را پالاوان و پالاون و پالوانه و پالونه و آون و ترشی پالا نیز خوانند. (جهانگیری ).
زازل . [ زِ ] (اِخ ) دهی است جزء بلوک پیرکوه دهستان عمارلو بخش رودبار شهرستان رشت . واقع در جنوب خاوری رودبار در ٤٠٠٠گزی جنوب خاوری امام . منطقه ای است کوهستانی و سردسیر، زبان اهالی گیلکی است آب آن از چشمه و محصول آن غلات است . (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ٢).