زاغه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
زاغه . [ غ َ ] (اِخ ) نام یکی از بخشهای شهرستان خرم آباد است . این بخش در خاور شهرستان و محدود است از شمال به بخش چقلوندی از خاور به منطقه ٔ بروجرد از باختر به بخش حومه و از جنوب به بخش پاپی . موقعیت طبیعی آن کوهستانی و هوای قسمتی از آن گرمسیر و قسمت دیگر معتدل و قسمتی نیز سردسیر است . آب آن از سراب های میرک و طویله ٔ وفائی شاه و رودخانه ٔ کیان و چندین سراب دیگر تأمین میشود و محصول عمده اش غلات و لبنیات است . این بخش از ٤ دهستان و ٩٠ آبادی بشرح زیر تشکیل گردیده : ١- دهستان دالوند ٣٠ ده ٥٩٠٠ نفر ٢- دهستان سگوند ٣٥ ده ٦١٠٠ نفر ٣- دهستان رازان ٩ ده ٩٠٠ نفر ٤- دهستان قائدرحمت ١٦ ده ٢٧٠٠ نفر ساکنین این بخش از طوایف دالوند، سگوند، قائدرحمت و رازان میباشند. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ٦).
زاغه . [ غ َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان قلقل رود از شهرستان تویسرکان . واقع در ١٤٠٠٠هزارگزی جنوب شهر تویسرکان و ٧٠٠٠ گزی شمال باختری جمیل آباد واقع در منطقه ای کوهستانی و سردسیر. زبان سکنه فارسی و آب آن از چشمه و دارای محصول غلات و اندکی گردو و لبنیات میباشد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ٥).
زاغه . [ غ َ ] (اِخ ) دهی است جزء دهستان بشاریات بخش آبیک شهرستان قزوین . واقع در ٢١٠٠٠گزی باختر آبیک و ٣٠٠٠گزی راه عمومی و ١٠٠٠گزی ایستگاه زیاران در جلگه ای معتدل . سکنه ٔ آن ٣٣٠ و زبان آنها کردی و فارسی است . آب آن از چاه و در بهار از رودخانه ٔ بهجت آباد و محصول آن غلات و هندوانه . شغل اهالی زراعت و ساکنین آن از طایفه مافی اند و تغییر مکان نمی کنند. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ١).