زاغونی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
زاغونی . (اِخ ) علی بن عبیداﷲبن نصربن السری مکنی به ابوالحسن متولد در ٤٥٥ هَ . ق . و متوفی در سال ٥٢٧ است . وی که گویا منسوب به زاغون بغداد است حنبلی مذهب و استاد و مربی شیخ بن الجوزی بوده و کتابی در تاریخ تألیف کرده است . (از معجم البلدان ). ابن اثیر در کامل گوید:در این سال [٥٧٣] صدقةبن حسین حداد که تاریخ زاغونی را مذیل ساخته بود درگذشت . (کامل التواریخ چ لیدن ج ١١ ص ٢٩٧). و رجوع به کتاب مراصد الاطلاع چ بریل شود.
زاغونی . (اِخ ) محمدبن عبداﷲ مکنی به ابوبکر متولد ٤٦٨ و متوفی ٥٥١ هَ . ق . است : وی برادر علی زاغونی (مترجم در فوق ) است . و در تجلید کتب استادی حاذق بوده است وروایت حدیث میکرده است . (از معجم البلدان ). وی از مشایخ حدیث و معاصر ابوجعفر نقیب بوده و در قرن ٦ میزیسته است و ابن مقله علی بن حسن بن اسماعیل متوفی ٥٩٩ هَ . ق . از وی و از ابوسعیدبن حمدون متوفی ٦٠ هَ . ق . استماع حدیث کرده است . (از معجم الادباء ج ٥ ص ١٤٧ وج ٣ ص ٢١٧). و رجوع به زاغونی (علی بن عبداﷲ) شود.
زاغونی . (اِخ ) احمدبن حجاج بن عاصم مکنی به ابوجعفر منسوب به زاغون از قریه های بغداد است . وی از احمدبن حنبل روایت دارد و حافظ عبدالعزیزبن محمدبن اخضرحدیث ذیل را بدین گونه از وی نقل کرده است : عبداﷲبن احمد روایت کند از ابوزکریا یحیی بن عبدالوهاب از عبدالواحدبن احمد از ابوسعید النقاش، از ابوالنصر محمدبن احمدبن عباس از جد خود عباس بن مهیار از ابوجعفر احمدبن حجاج بن عاصم (اهل قریة زاغونی ) از احمدبن حنبل از خلف بن ولید از ابی ظبیان از علی بن ابیطالب از رسول اﷲ (ص ) که گفت : یا علی ان وصیّت الامر من بعدی فاخرج اهل نجران من جزیرة العرب ... (از معجم البلدان ).