زاغوک/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(اِمر.) گلی که به جهت کمان گروهه گلوله کرده باشند؛ مهره کمان گروهه.واژه قبلی: زاغولوواژه بعدی: زاغچه