زاغی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
زاغی . (اِ) زاغچه . کلاچه . کلاژه . کلاغ پیسه . قالنچه . عکه . عقعق . غُلبه . ◄ (ص نسبی ) آنکه چشم کبود دارد. ◄ آنچه برنگ کبود است .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
زاغی . (اِ) زاغچه . کلاچه . کلاژه . کلاغ پیسه . قالنچه . عکه . عقعق . غُلبه . ◄ (ص نسبی ) آنکه چشم کبود دارد. ◄ آنچه برنگ کبود است .