زال/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(ص.) ۱- پیر، فرتوت. ۲- کسی که موهای سر و ابرو و مژگانش سفید باشد. ۳- نام پدر رستم.مترادفها و واژههای مرتبطسالخورده، سالدیده، سالمند، سپیدمو، کهنسال، مسن ≠ جوانواژه قبلی: زاقدانواژه بعدی: زالزالک