واژه جو

زاموسقه

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

زاموسقه . [ ق َ / ق ِ ] (از روسی، اِ) متخذ از زاماسکه ٔ روسی . بطانه ٔ روغن بزرک و گل قزوین سرشته که شیشه را با آن به در و پنجره استوار کنند. در تداول امروز زامسقه و زامسکه نیز معمول است .

معنی زاموسقه | واژه جو