واژه جو

زامک

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

زامک . [ م ِ ] (ع ص ) اصمعی گوید: الزامک المجهود الذی یزمک فی مکانه فلایبرح و ثعلب گوید: زامک غیر از مجهود است . (کنز الحفاظ فی تهذیب الالفاظ تألیف ابن سکیت چ ابلویس ص ١١٨).

معنی زامک | واژه جو