واژه جو

زانو خم دادن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

زانو خم دادن . [ خ َ دَ ] (مص مرکب ) زانو زدن . ◄ صبوری و پشتکار داشتن در انجام کاری : ابومعشر... کارد از میان کتاب بیرون آورد و بشکست و بینداخت و زانو خم داد و پانزده سال تعلم کرد تا در علم نجوم رسید بدان درجه که رسید. (چهارمقاله ٔ عروضی چ معین ص ٩١).

معنی زانو خم دادن | واژه جو