زانی/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین[ ع. ] (اِفا.) زناکار. ج. زناه.مترادفها و واژههای مرتبطبدکار، زناکار، فاسقواژه قبلی: زانو زدنواژه بعدی: زانیه