زایدالوصف
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(~ُ لْ وَ) [ ع. ] (ص مر.) بیش از حد بیان، وصف ناشدنی.<br>
فرهنگ فارسی معین
(~ُ لْ وَ) [ ع. ] (ص مر.) بیش از حد بیان، وصف ناشدنی.
لغتنامه دهخدا؛ نسخه SQL
زایدالوصف . [ دِ دُل ْ وَ ] (ع ص مرکب ) زائد الوصف . فوق بیان و بیش از حد. (ناظم الاطباء). بسیار زیاد. (فرهنگ نظام ) : سرهنگ زاده ای را بر در سرای اغلمش دیدم که عقل و کیاستی و فهم و فراستی زایدالوصف داشت . (گلستان ). برخی از این معامله بسمعش رسیده و زایدالوصف رنجیده . (گلستان ). این کلمه بحالت ترکیب وصفی (الزاید الوصف ) صحیح است ولی بحالت ترکیب اضافی بمعنی فوق بیان و خارج از وصف . چنانکه اکنون در میان فارسی زبانان مستعمل است و در گلستان سعدی هم آمده، در عربی دیده نشده، و زائد بدین معنی با «عن » یا «علی » بکار میرود: زاید علی الحد یا زائد عن الحد.
فرهنگ واژگان سره
چشمگیر
چشمگیر
فرهنگ املایی
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی