زایر/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهواژگان فارسی سره واژهدانواژگان فارسی سره واژهدانگردشگرمترادفها و واژههای مرتبطدیدارکننده، زائر، زیارتگرواژه قبلی: زایدالوصفواژه بعدی: زایل