زباب
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
زباب . [ زَب ْ با ] (اِخ ) علی بن ابراهیم محدث است . (منتهی الارب ). علی بن ابراهیم زباب . محدث از عمربن علک مروزی نقل حدیث کرده و ابوزرعة روح بن محمد از او روایت دارد. (تاج العروس ).
زباب . [ زَب ْ با ] (اِخ ) پدر حجیر از بنی عامربن صعصعة جد بزرگ صفّیة مادر حرث بن عبدالمطلب بن هاشم است . (تاج العروس ). رجوع به منتهی الارب شود.
زباب . [ زَب ْ با ] (اِخ ) لغتی است در زباب (ابن رمیله شاعر برادر اشهب )برطبق ضبط حافظ. (تاج العروس ). رجوع به زباب شود.