زبان بره
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
زبان بره . [ زَ ب َرْ رَ / رِ ] (اِ مرکب ) گیاهی است که برگ آن بزبان بره شبیه است و به عربی لسان الحمل گویند. (انجمن آرا) (آنندراج ). گیاهی است که اطلاق شکم بازدارد و آنرا چرغول و چرغون و خرگوشک و خرغون نیز گویند. (شرفنامه ٔ منیری ). گیاهی است که آنرا خرگوشک خوانند و به عربی لسان الحمل و آذان الجدی، گویند علاج اسهال کند. (برهان قاطع). گیاهی که بتازی لسان الحمل و تخم آنرا بارتنگ گویند. (ناظم الاطباء). بارتنگ که به عربی لسان الحمل گویند چه برگ آن شبیه است بزبان بره . (فرهنگ رشیدی ). بارتنگ . (الفاظ الادویه ص ١٣٨). نباتی است مانند زبان بره بشیرازی آنرا ورق بارتنگ گویند و بپارسی خرقوله و آن دو نوع است : بزرگ و کوچک . ورق بزرگتر بود و جوهر وی مرکب بود از مائیه و ارضیه . بمائیت مبرد بود و به ارضیت قابض و سودمندتر. بزرگتر تازه بود و طبیعت آن سرد و خشک بود در دوم و ورق وی قابض بود و رادع بود. منع سیلان خون بکند و خشکی وی نه لذاع بود و اصل وی چون از گردن صاحب خنازیربیاویزند نافع بود و وی ورمهای کرم وشری و خنازیر و آتش فارسی و داء الفیل و صرع و نمله و سوختگی آتش را سودمند بود و آب ورق آن قلاع را نافع بود و شیافات چشم را چون بوی بگذراند سودمند بود. و گویند تب غب را نافع بود چون بیآشامند از اصل وی سه عدد در چهل و پنج درم شراب ممزوج کرده . و گویند درتب ربع چهار اصل وی و برگزیدگی سگ دیوانه نهادن نافع بود و گویند مضر بود به سپرز و مصلح وی مصطکی و سلیخه بود و بدل وی ورق آن و ورق حماض بستانی . (اختیارات بدیعی : لسان الحمل ). رجوع به تحفه ٔ حکیم مؤمن، جامع ابن البطار، تذکره ٔ انطاکی : لسان الحمل، و واژه نامه ٔ گیاهی تألیف زاهدی : لسان الحمل صص ١٣٩ - ١٤٠ و بارتنگ، بارهنگ، خرغوله چرغول و فرهنگ شعوری ج ٢ ورق ٣٩ برگ ١ شود. ◄ حلوایی بشکل آب نبات . آب نبات متبلور و شیشه گون است لکن زبان بره سفید برنگ پشمک و شیر و نامتبلور است، بر خلاف آب نبات که رنگ شفاف مایل بزردی دارد زبان بره بادام یا خلال بادام در میان دارد. رجوع به فرهنگ شعوری ج ١ ورق ٣٩ ص ١ شود.
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی