واژه جو

زبان بگشادن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

زبان بگشادن . [ زَ ب ُ گ ُ / ب ُ دَ ] (مص مرکب ) زبان بگشودن .زبان برگشادن . سخن گفتن . آغاز سخن کردن : و عالم بدین تهنیت زبان بگشاد. (سند بادنامه ص ١٤).

معنی زبان بگشادن | واژه جو