زبان تیز
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
زبان تیز. [ زَ ] (ص مرکب ) زبان گشاده در سخن . طلق اللسان . زبان آور. گویا. اَذلَق .(منتهی الارب ). بَلتَعی ّ. (منتهی الارب ) : کندپایم در حضور اما زبان تیزم بمدح تیزی شمشیر گویا برنتابد بیش از این . خاقانی . درختش ز طوبی دل آویزتر گیاهش ز سوسن زبان تیزتر. نظامی . ◄ نوک تیز : غمزه زبان تیزتر از خارها جعد گره گیرتر از کارها. نظامی .
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی