زبان سرخ
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
زبان سرخ . [ زَ ن ِ س ُ ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب ) زبان، عضو معروف . (آنندراج ) : سرسبز از زبان سرخ خود بر باد داد آنکس که از اهل سخن چون طوطی از تقلید سر بر زد. میرزا عبدالغنی قبول (از آنندراج ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
زبان سرخ . [ زَ ن ِ س ُ ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب ) زبان، عضو معروف . (آنندراج ) : سرسبز از زبان سرخ خود بر باد داد آنکس که از اهل سخن چون طوطی از تقلید سر بر زد. میرزا عبدالغنی قبول (از آنندراج ).