زبان نازک کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
زبان نازک کردن . [ زَ زُ ک َ دَ ] (مص مرکب ) کنایه از دقت در سخن گفتن . باریک سخن گفتن . موی شکافی کردن : دانش به نسبت بر و روی که کرده ای نازک چو برگ لاله زبان در ثنای گل . میرزا رضی دانش (از آنندراج و بهارعجم ).