زبرتنگ/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(اِمر.) = برتنگ: تنگی که بر بالای اسب بندند؛ مق. زیر تنگ.واژه قبلی: زبرواژه بعدی: زبرجد