زبردست/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(زِ بَ دَ) (ص.) ۱- توانا، زورمند. ۲- ماهر، حاذق. ۳- مافوق. ۴- بالای مجلس.مترادفها و واژههای مرتبطاستاد، حاذق، خبره، کاردان، ماهر، متبحرزبل، زرنگباکفایت، مقتدرواژه قبلی: زبرجدواژه بعدی: زبردستی